1
00:00:08,360 --> 00:00:14,990
‫-چشمانِ سوگوار-

2
00:01:31,740 --> 00:01:35,990
‫قسمت ۲۰

3
00:01:38,320 --> 00:01:39,370
‫داداش...

4
00:01:41,370 --> 00:01:43,240
‫تو هیچ‌وقت شک نکردی.

5
00:01:44,090 --> 00:01:46,410
‫ا-اسم واقعیت...

6
00:01:50,210 --> 00:01:51,670
‫این برادرمه.

7
00:01:52,220 --> 00:01:54,320
‫فانی‌ها بهش میگن «فنریر»،

8
00:01:54,320 --> 00:01:56,420
‫امپراتور اژدهای زمین و کوهستان.

9
00:01:56,730 --> 00:01:58,110
‫فنریر...

10
00:01:58,730 --> 00:02:04,770
‫توی اساطیر نورس، بچه گرگ‌نمای «لوکی» (خدای شرارت)
‫و «آنگربودا» (غول مؤنث).

11
00:02:10,550 --> 00:02:14,190
‫پس اسم منم حدس زدی، نه؟

12
00:02:14,680 --> 00:02:16,800
‫یورمونگاند.

13
00:02:17,810 --> 00:02:21,750
‫خواهر کوچیکترِ... فنریر.

14
00:02:21,750 --> 00:02:22,730
‫درسته.

15
00:02:23,330 --> 00:02:27,460
‫من امپراتور اژدها، «یورمونگاند» هستم!

16
00:02:27,460 --> 00:02:30,630
‫باید یه خواهر دیگه هم داشته باشید،
‫«هلا»، الهه‌ی مرگ.

17
00:02:30,630 --> 00:02:32,900
‫هلا هنوز متولد نشده.

18
00:02:32,900 --> 00:02:36,800
‫اون امروز، همین‌جا متولد میشه.

19
00:02:36,800 --> 00:02:39,590
‫چی؟ سومین امپراتور اژدها؟

20
00:02:41,810 --> 00:02:44,420
‫نگران نباش داداش لو.

21
00:02:44,420 --> 00:02:46,960
‫امشب خبری از سومین
‫امپراتور اژدها نیست.

22
00:02:46,960 --> 00:02:48,260
‫درست حدس زدی.

23
00:02:48,260 --> 00:02:51,150
‫تخت‌های پادشاهی چهار فرمانروا
‫توسط دوقلوها اشغال شده.

24
00:02:51,150 --> 00:02:54,460
‫«هلا»، الهه‌ی مرگ،
‫ترکیبی از من و برادرمه.

25
00:02:54,460 --> 00:02:57,330
‫این اتفاق امشب، همین‌جا میفته.

26
00:02:58,260 --> 00:02:59,990
‫میخوای بخوریش...

27
00:03:01,520 --> 00:03:02,460
‫دقیقاً.

28
00:03:03,080 --> 00:03:05,410
‫تنها راه تقویت نسل خونی ما

29
00:03:05,910 --> 00:03:08,690
‫ترکیب کردنش با خونِ
‫یه موجود اصیل‌زاده‌ی دیگه است.

30
00:03:09,490 --> 00:03:11,080
‫به محض اینکه بخورمش،

31
00:03:11,080 --> 00:03:14,260
‫نسل خونی ما یکی میشه،
‫و «هلا» متولد میشه.

32
00:03:14,260 --> 00:03:18,300
‫اون از مجموع قدرت هر دوی ما
‫قوی‌تر خواهد بود.

33
00:03:18,590 --> 00:03:21,180
‫تو... میخوای تکامل پیدا کنی و خدا بشی؟

34
00:03:21,180 --> 00:03:25,090
‫اون چیزی که بهش میگن الهه‌ی مرگ
‫خدایی نیست که مرگ بیاره،

35
00:03:25,090 --> 00:03:27,430
‫بلکه ملکه‌ی نیبلونگن (سرزمین مردگان)ـه.

36
00:03:27,430 --> 00:03:32,140
‫توانایی منحصربه‌فردش باز کردن دروازه‌های
‫تمامی سرزمین‌های مردگان در دنیاست،

37
00:03:32,650 --> 00:03:35,110
‫که نویدبخش بازگشت عصر افسانه‌هاست.

38
00:03:35,610 --> 00:03:36,580
‫باید چیکار کنم؟

39
00:03:36,670 --> 00:03:38,050
‫باید چه غلطی بکنم؟

40
00:03:38,610 --> 00:03:40,870
‫یانلینگ‌های من «دیوار گوسفند سیاه»،

41
00:03:40,870 --> 00:03:43,330
‫«گُل رو نشونم بده»،
‫و «پول رو نشونم بده»...

42
00:03:43,330 --> 00:03:44,740
‫همشون بی‌فایده‌ن!

43
00:03:45,040 --> 00:03:47,080
‫تو خیلی وقت پیش می‌تونستی بخوریش.

44
00:03:47,600 --> 00:03:49,160
‫چرا تا امروز صبر کردی،

45
00:03:49,840 --> 00:03:51,620
‫و این همه دردسر کشیدی؟

46
00:03:54,030 --> 00:03:55,710
‫چون دوسش دارم.

47
00:03:57,710 --> 00:04:00,670
‫به نظرت اون شبیه اژدها نیست؟

48
00:04:01,620 --> 00:04:03,050
‫خیلی خنگه،

49
00:04:03,050 --> 00:04:06,600
‫قدرت بی‌نظیری داره،
‫ولی اصلاً بلد نیست ازش استفاده کنه.

50
00:04:07,180 --> 00:04:10,310
‫تنها کاری که می‌کنه اینه که دنبالم راه بیفته
‫و بگه: «آبجی، آبجی»،

51
00:04:11,150 --> 00:04:13,100
‫و بخواد بره بیرون بازی کنه.

52
00:04:14,100 --> 00:04:16,520
‫ولی اون داداشمه!

53
00:04:16,870 --> 00:04:20,190
‫دوسش دارم! چرا نباید دوسش داشته باشم؟!

54
00:04:20,500 --> 00:04:22,350
‫ولی تو اونو اینجا نگه داشتی...

55
00:04:22,900 --> 00:04:27,790
‫تو در واقع نگهبان این هزارتوی کیمیاگری هستی، نه؟

56
00:04:27,790 --> 00:04:29,870
‫اینجا نگهش داشتی تا خوراکت بشه.

57
00:04:29,870 --> 00:04:32,330
‫منتظری تا کاملاً رشد کنه.

58
00:04:32,330 --> 00:04:33,920
‫خفه شو!

59
00:04:37,280 --> 00:04:39,890
‫شیا می، ما هر چی نباشه هم‌کلاسی بودیم.

60
00:04:39,890 --> 00:04:42,070
‫«چو زیهانگ» بدجوری زخمی شده.
‫فقط بذار بره.

61
00:04:42,070 --> 00:04:43,420
‫مگه اشتباه می‌گم؟

62
00:04:43,760 --> 00:04:45,730
‫اون مگه غذای تو نیست؟

63
00:04:46,630 --> 00:04:48,350
‫چرا تا الان نخوردیش؟

64
00:04:48,350 --> 00:04:49,740
‫خفه شو!

65
00:04:50,200 --> 00:04:52,640
‫تو یأسِ «طردشدگان» رو درک می‌کنی؟

66
00:04:52,640 --> 00:04:54,250
‫هزار سال خوابیدن!

67
00:04:54,250 --> 00:04:55,930
‫یه کابوس بی‌پایان!

68
00:04:55,930 --> 00:04:58,860
‫فقط خودت باشی و عمیق‌ترین تاریکی!

69
00:04:58,860 --> 00:05:00,980
‫و برادرت که دستت رو گرفته...

70
00:05:01,440 --> 00:05:03,360
‫بازم مشتاق بودی قربانیش کنی؟

71
00:05:05,040 --> 00:05:08,290
‫اون تنها کسیه که هزار سال کنارت بوده.

72
00:05:09,160 --> 00:05:12,790
‫تمام اون سال‌ها، اون همه سال!

73
00:05:13,780 --> 00:05:15,090
‫فقط اون...

74
00:05:16,360 --> 00:05:18,920
‫روی یه تخت پادشاهی متروکه،

75
00:05:19,420 --> 00:05:22,880
‫به هم چسبیدیم تا گرم شیم.

76
00:05:25,630 --> 00:05:31,000
‫چرا همچین کلمات لطیفی رو
‫حرومِ یه انسان مثل من می‌کنی؟

77
00:05:31,850 --> 00:05:33,130
‫تو اژدهایی.

78
00:05:33,680 --> 00:05:36,490
‫حتی اگه دوتایی آخرین بازمانده‌های نژادتون بودید،

79
00:05:36,490 --> 00:05:41,760
‫بازم آخرین کسی که گرمت می‌کرد رو
‫قربانی می‌کردی تا قدرت رو به دست بگیری.

80
00:05:45,140 --> 00:05:46,190
‫آره.

81
00:05:47,440 --> 00:05:48,880
‫حق با توئه.

82
00:05:52,290 --> 00:05:55,710
‫ولی اون غذا نیست. اون برادرمه.

83
00:05:55,710 --> 00:05:57,240
‫انتخاب دیگه‌ای نداری؟

84
00:05:57,960 --> 00:06:03,040
‫شنیدم یه امپراتور اژدها نفوذ کرده بود
‫به سرداب یخیِ زیر کالج کاسل.

85
00:06:03,040 --> 00:06:06,580
‫اون تو بودی، اومده بودی دنبال استخون‌های
‫امپراتور اژدها «کنستانتین»، درسته؟

86
00:06:07,760 --> 00:06:12,290
‫خوردنِ اون بهت قدرت یه
‫امپراتور اژدهای بزرگتر رو می‌داد.

87
00:06:12,290 --> 00:06:14,480
‫ولی انتظار نداشتی عملیات شکست بخوره،

88
00:06:15,150 --> 00:06:20,080
‫و خوردن برادرت شد نقشه دوم (پلن B).

89
00:06:20,080 --> 00:06:21,480
‫نفوذ به سرداب یخی؟

90
00:06:22,060 --> 00:06:23,860
‫پس «رئیس مای» اون بوده.

91
00:06:24,560 --> 00:06:25,450
‫سرداب یخی...

92
00:06:26,670 --> 00:06:27,500
‫درسته!

93
00:06:27,950 --> 00:06:30,150
‫حصارِ «هفت گناه کبیره»...

94
00:06:30,150 --> 00:06:32,950
‫تا وقتی از هم جدا نگهشون داریم،
‫«هلا» متولد نمیشه!

95
00:06:33,570 --> 00:06:34,310
‫شمشیرها...

96
00:06:35,060 --> 00:06:36,750
‫دو تاشون گم شدن...

97
00:06:38,950 --> 00:06:40,000
‫اونجا!

98
00:06:41,400 --> 00:06:43,260
‫ولی هم‌نژادهای خودم جلوم رو گرفتن.

99
00:06:44,010 --> 00:06:47,520
‫کالجِ شما اسرار ناگفتنیِ زیادی رو زیر زمین پنهان کرده.

100
00:06:47,520 --> 00:06:49,490
‫اونجا چیزی بیشتر از دورگه‌هاست.

101
00:06:49,490 --> 00:06:51,950
‫اژدها هست، اژدهایانِ اصیل‌زاده،

102
00:06:51,950 --> 00:06:54,760
‫هم‌تراز با من، حتی برتر از من.

103
00:06:54,760 --> 00:06:57,180
‫چون نتونستی غذات رو گیر بیاری،

104
00:06:57,680 --> 00:06:59,980
‫مجبوری به جاش برادرت رو بخوری؟

105
00:07:00,240 --> 00:07:02,170
‫من باید تبدیل به «هلا» بشم!

106
00:07:02,170 --> 00:07:04,260
‫شما نگران بیداریِ مایید،

107
00:07:04,260 --> 00:07:06,610
‫بی‌خبر از اینکه طوفانی
‫به‌مراتب بزرگتر داره شکل می‌گیره.

108
00:07:07,190 --> 00:07:09,280
‫در برابر اون چیزی که قراره بیدار بشه،

109
00:07:09,890 --> 00:07:11,470
‫ما ناچیزیم.

110
00:07:12,240 --> 00:07:15,830
‫نیازی نیست بدونی،
‫چون دونستنش کمکی بهت نمی‌کنه.

111
00:07:16,150 --> 00:07:17,870
‫خونریزی سینه‌م بند اومده.

112
00:07:18,620 --> 00:07:22,480
‫یا بهتر بگم، دیگه خون زیادی واسم نمونده.

113
00:07:23,160 --> 00:07:27,130
‫تو در مقایسه با امپراتورِ برنز و شعله خیلی ضعیف‌تری. چرا؟

114
00:07:27,130 --> 00:07:28,640
‫درست حدس زدی.

115
00:07:29,260 --> 00:07:32,080
‫هر جفت دوقلوی روی تخت پادشاهی، مکمل همن.

116
00:07:32,880 --> 00:07:35,890
‫بین من و فنریر،
‫فنریر صاحب قدرته.

117
00:07:35,890 --> 00:07:38,180
‫ولی هوشش ذاتاً محدوده.

118
00:07:38,450 --> 00:07:42,310
‫از طرف دیگه، ممکنه من
‫ضعیف‌ترینِ امپراتورها باشم...

119
00:07:42,310 --> 00:07:44,300
‫ولی تو مغز متفکرشی.

120
00:07:44,800 --> 00:07:46,360
‫اون فقط به تو اعتماد داره.

121
00:07:46,660 --> 00:07:48,460
‫امپراتورهای دوقلوی مکمل،

122
00:07:48,990 --> 00:07:52,080
‫جایی که صاحبِ قدرت،
‫یه ضعف بزرگ داره.

123
00:07:52,730 --> 00:07:55,020
‫اونا غذای آماده واسه توئن.

124
00:07:55,580 --> 00:07:57,330
‫وقتی دیگه راهی برات نمونده،

125
00:07:57,660 --> 00:07:59,460
‫می‌تونی مصرفشون کنی.

126
00:08:00,000 --> 00:08:01,250
‫آره.

127
00:08:01,250 --> 00:08:05,000
‫اونا به دنیا اومدن تا غذا باشن.

128
00:08:12,050 --> 00:08:14,550
‫دوباره اون حقه؟ خواب دیدی خیر باشه.

129
00:08:17,300 --> 00:08:18,510
‫داداش!

130
00:08:27,230 --> 00:08:28,820
‫شمشیر موراسامه‌ی داداش!

131
00:08:29,090 --> 00:08:31,320
‫داداش! شمشیرت!

132
00:08:31,320 --> 00:08:33,320
‫شعله‌های فرمانروا!

133
00:08:41,160 --> 00:08:42,870
‫داداش، من...

134
00:08:46,880 --> 00:08:47,860
‫شیاطین باد؟

135
00:08:48,760 --> 00:08:50,340
‫پرواز کردن بالا.

136
00:08:51,270 --> 00:08:52,440
‫چی...

137
00:08:53,420 --> 00:08:54,800
‫اون بالاست؟

138
00:09:01,010 --> 00:09:02,080
‫زلزله‌ست؟

139
00:09:02,080 --> 00:09:04,980
‫نه، یه چیزی داره نزدیک میشه.

140
00:09:05,240 --> 00:09:06,310
‫صداشو نمی‌شنوی؟

141
00:09:06,310 --> 00:09:10,690
‫هان؟ صدا؟ همه جا پر از صداست.

142
00:09:10,690 --> 00:09:11,500
‫نه،

143
00:09:12,310 --> 00:09:13,660
‫این صدای باده!

144
00:09:15,890 --> 00:09:17,620
‫ا-اینا دیگه چین؟

145
00:09:17,620 --> 00:09:18,720
‫اینا شیاطین بادن.

146
00:09:18,720 --> 00:09:21,660
‫همون چیزایی که مردمِ «شین‌گو»
‫بهشون میگن «پرندگانِ شبح».

147
00:09:21,660 --> 00:09:24,440
‫صداها بیشتر شد. دارن نزدیک‌تر میشن.

148
00:09:25,640 --> 00:09:28,630
‫بگذار بادِ تاریک، چشمان من باشد.

149
00:09:28,880 --> 00:09:31,250
‫یانلینگ: شیطانِ باد!

150
00:09:32,090 --> 00:09:33,130
‫چند تا؟

151
00:09:34,220 --> 00:09:34,970
‫هزاران.

152
00:09:36,090 --> 00:09:37,090
‫ده‌ها هزار.

153
00:09:38,130 --> 00:09:39,520
‫صدها هزار تا!

154
00:09:52,730 --> 00:09:53,860
‫می‌تونی بجنگی؟

155
00:09:53,860 --> 00:09:54,930
‫معلومه.

156
00:09:54,930 --> 00:09:55,780
‫پس من...

157
00:09:56,560 --> 00:09:58,030
‫«نونو» هنوز طبقه بالاست!

158
00:09:58,030 --> 00:09:59,450
‫اینجا رو می‌سپارم به شماها!

159
00:10:02,280 --> 00:10:03,080
‫خیالت تخت!

160
00:10:35,730 --> 00:10:36,690
‫حالت انفجاری

161
00:10:37,450 --> 00:10:40,610
‫تا حالا اینقدر از یانلینگ خودم متنفر نبودم.

162
00:10:50,830 --> 00:10:54,960
‫تجهیزاتِ بخش فنی
‫هیچ‌وقت آدمو ناامید نمی‌کنن.

163
00:11:02,600 --> 00:11:04,050
‫چه خبر شده؟

164
00:11:04,050 --> 00:11:06,520
‫چقدر رقت‌انگیز. شخصیتش دوپاره‌ست.

165
00:11:07,700 --> 00:11:08,360
‫تو...

166
00:11:09,460 --> 00:11:10,810
‫امروز عروسیته؟

167
00:11:12,770 --> 00:11:13,780
‫مراسم تدفینه.

168
00:11:14,670 --> 00:11:15,860
‫تدفین کی؟

169
00:11:15,860 --> 00:11:18,200
‫نگران نباش. مال تو نیست.

170
00:11:18,700 --> 00:11:21,000
‫ولی مال بقیه هست.

171
00:11:21,000 --> 00:11:22,950
‫توروخدا دست از این فازِ دپرس بردار!

172
00:11:22,950 --> 00:11:24,530
‫کمک کن چو زیهانگ رو نجات بدم!

173
00:11:24,810 --> 00:11:28,540
‫داداش، همیشه که نمیشه ناهار مجانی خورد.

174
00:11:29,050 --> 00:11:33,290
‫بعضی وقتا باید بهای قوانین رو بپردازیم.

175
00:11:33,290 --> 00:11:35,520
‫پیشنهاد می‌کنم چو زیهانگ رو فراموش کنی.

176
00:11:35,520 --> 00:11:37,000
‫در ازای یک‌چهارم عمرت،

177
00:11:37,000 --> 00:11:40,520
‫کمکت می‌کنم فرار کنی و
‫امپراتور اژدها رو واست می‌کشم.

178
00:11:40,520 --> 00:11:42,220
‫چرا دست‌دست می‌کنی؟

179
00:11:42,590 --> 00:11:45,720
‫بعد از معامله، هنوز دو تا آرزوی دیگه داری!

180
00:11:46,190 --> 00:11:47,700
‫این کلاهبرداریه.

181
00:11:48,210 --> 00:11:50,720
‫نمی‌دونم چطوری انجامش میده،

182
00:11:50,720 --> 00:11:54,250
‫ولی «لو مینگزه» حتماً پشتِ همه این قضایاست!

183
00:11:54,250 --> 00:11:58,450
‫نه! چیزی که داری مبادله می‌کنی خیلی
‫ارزشمندتر از جونِ بی‌ارزش منه.

184
00:11:58,450 --> 00:12:01,530
‫یه چیز مهم، چیزی که باید ازش محافظت کنم،

185
00:12:01,530 --> 00:12:04,550
‫داره آروم آروم با این معامله ازم گرفته میشه.

186
00:12:04,550 --> 00:12:06,550
‫من ابداً نمی‌تونم اون چیز رو از دست بدم!

187
00:12:06,550 --> 00:12:08,420
‫گمشو! ازم دور شو!

188
00:12:11,690 --> 00:12:14,910
‫هر جور راحتی. تصمیمت رو گرفتی صدام کن.

189
00:12:14,910 --> 00:12:15,830
‫ولی...

190
00:12:16,640 --> 00:12:19,110
‫وقت داره تموم میشه.

191
00:12:22,380 --> 00:12:24,810
‫ناقوس مرگ به صدا دراومده،

192
00:12:26,100 --> 00:12:29,640
‫اما این صدایِ باز شدنِ دروازه‌ی یه دنیای دیگه است.

193
00:12:30,190 --> 00:12:32,430
‫روز زیبایی خواهد بود.

194
00:12:32,800 --> 00:12:35,360
‫راگناروک؟ (پایان جهان)

195
00:12:35,360 --> 00:12:38,400
‫ولی پدرت، امپراتور اژدهای سیاه،
‫هنوز بیدار نشده.

196
00:12:38,400 --> 00:12:39,660
‫نیازی بهش نداریم.

197
00:12:40,440 --> 00:12:42,160
‫بذار بخوابه.

198
00:12:42,160 --> 00:12:45,070
‫خواهرمون، «هلا»، بر تخت پادشاهی می‌شینه.

199
00:12:45,560 --> 00:12:46,700
‫نترس.

200
00:12:47,590 --> 00:12:49,460
‫خیلی زود تموم میشه.

201
00:12:50,680 --> 00:12:53,210
‫تو به سرزمین مردگان ملحق میشی.

202
00:12:54,250 --> 00:12:56,100
‫ما هنوزم می‌تونیم با هم باشیم،

203
00:12:57,210 --> 00:12:59,060
‫برای همیشه با هم.

204
00:13:00,230 --> 00:13:02,140
‫به عنوان یه «خدمتگزار مرگ»؟

205
00:13:02,980 --> 00:13:06,390
‫خدمتگزاران مرگ گذشته‌شون رو یادشون میاد؟

206
00:13:06,720 --> 00:13:07,800
‫من...

207
00:13:08,560 --> 00:13:10,670
‫بهت میگم.

208
00:13:11,810 --> 00:13:13,850
‫خشم خون!

209
00:13:30,280 --> 00:13:32,160
‫سومین خشم خون؟

210
00:13:37,420 --> 00:13:39,410
‫بی‌هوش شده؟

211
00:13:39,410 --> 00:13:41,300
‫الان دیگه یه خدمتگزار مرگه؟

212
00:13:46,300 --> 00:13:49,240
‫یانلینگ: کوره‌ی آسمان و زمین!

213
00:13:54,050 --> 00:13:55,180
‫داس!

214
00:13:57,270 --> 00:14:00,150
‫شعله‌های فرمانروا!

215
00:14:31,170 --> 00:14:33,720
‫داداش! داداش!

216
00:15:38,090 --> 00:15:41,380
‫من آخرین قطره‌های خونم رو هم سوزوندم.

217
00:15:42,580 --> 00:15:47,020
‫امروز، «مردمک‌های طلایی خاموش‌نشدنی» من...

218
00:15:48,110 --> 00:15:51,130
‫بالاخره خاموش میشن.

219
00:15:56,510 --> 00:15:57,340
‫باطل شو.

220
00:16:01,540 --> 00:16:02,580
‫بیدار شدی.

221
00:16:05,720 --> 00:16:07,020
‫داری می‌میری.

222
00:16:08,140 --> 00:16:09,780
‫حرف آخری داری؟

223
00:16:10,190 --> 00:16:11,660
‫به شیا می...

224
00:16:12,700 --> 00:16:14,700
‫یا به یورمونگاند؟

225
00:16:14,700 --> 00:16:16,050
‫به شیا می.

226
00:16:16,540 --> 00:16:19,090
‫تو هیچ ایده‌ای نداری که یورمونگاند چیه.

227
00:16:19,910 --> 00:16:21,830
‫چرا دعوتم کردی خونه‌ت؟

228
00:16:22,660 --> 00:16:25,550
‫قرار نبود اینجا بمیری.

229
00:16:25,550 --> 00:16:28,870
‫کاش فقط به آخرین توصیه‌م گوش می‌کردی
‫و شب رو خوب می‌خوابیدی،

230
00:16:28,870 --> 00:16:30,860
‫و فردا ظهر می‌اومدی پیشم...

231
00:16:30,860 --> 00:16:32,460
‫ولی اون موقع منو نمی‌دیدی.

232
00:16:33,000 --> 00:16:36,920
‫طبق نقشه‌ی من، «هلا» قرار بود امشب متولد بشه.

233
00:16:37,480 --> 00:16:41,140
‫چرا به حرفم گوش نکردی و اصرار داشتی بیای اینجا؟

234
00:16:41,680 --> 00:16:43,500
‫راستش، باید حدس می‌زدم.

235
00:16:44,320 --> 00:16:46,240
‫کلی هشدار و نشونه‌ی مشکوک در موردت بود،

236
00:16:47,180 --> 00:16:48,660
‫ولی نتونستم سر در بیارم.

237
00:16:49,340 --> 00:16:52,400
‫شاید چون وقتی اولین بار دیدمت،

238
00:16:52,400 --> 00:16:54,540
‫حس عجیبی داشتم که انگار می‌شناسمت.

239
00:16:55,600 --> 00:16:56,620
‫دلیلش چی بود؟

240
00:16:56,950 --> 00:16:59,700
‫تا حالا دختری رو نبردی سینما؟

241
00:16:59,700 --> 00:17:02,330
‫یه دختری رو هم بردی آکواریوم.

242
00:17:02,330 --> 00:17:03,830
‫که قبلاً بهت گفتم.

243
00:17:03,830 --> 00:17:07,630
‫من از دوران راهنمایی هم‌کلاسیت بودم.

244
00:17:08,520 --> 00:17:09,900
‫بحث این نیست که باورت ندارم،

245
00:17:10,890 --> 00:17:12,670
‫ولی واقعاً یادم نمیاد.

246
00:17:12,670 --> 00:17:14,460
‫چون بعد از زیر نظر گرفتنت،

247
00:17:14,460 --> 00:17:16,560
‫حافظه‌ت رو پاک کردم.

248
00:17:16,560 --> 00:17:19,890
‫واست خوب نیست که منو یادت باشه.

249
00:17:20,460 --> 00:17:22,250
‫پس، تمام زندگیم...

250
00:17:23,150 --> 00:17:25,250
‫یه اژدها داشته منو دید می‌زده.

251
00:17:27,600 --> 00:17:28,860
‫چرا زیر نظرم داشتی؟

252
00:17:29,250 --> 00:17:31,620
‫چون تو نشانِ «اودین» رو داری.

253
00:17:31,620 --> 00:17:34,690
‫تو قبلاً رفتی به نیبلونگن، ولی نه این یکی.

254
00:17:34,690 --> 00:17:36,960
‫نیبلونگن‌های زیادی توی دنیا هست.

255
00:17:36,960 --> 00:17:38,640
‫مثلاً، شهر برنزی،

256
00:17:38,640 --> 00:17:40,040
‫و این سیستم مترو.

257
00:17:40,040 --> 00:17:42,620
‫هر کسی که واردشون بشه، نشان‌دار میشه.

258
00:17:42,620 --> 00:17:45,090
‫تو به نیبلونگنِ اودین رفتی.

259
00:17:45,090 --> 00:17:48,210
‫چون نشانِ اون رو داری، می‌تونی برگردی.

260
00:17:48,500 --> 00:17:50,220
‫این اودین دقیقاً کیه؟

261
00:17:50,770 --> 00:17:51,800
‫اودین...

262
00:17:52,440 --> 00:17:53,910
‫دشمن منه.

263
00:17:53,910 --> 00:17:56,600
‫من اونو می‌کشم، استخوان‌های اژدهاش رو می‌خورم،

264
00:17:56,600 --> 00:18:00,380
‫و از قدرت مطلقش استفاده می‌کنم تا دنیا رو تغییر بدم.

265
00:18:00,950 --> 00:18:04,740
‫کمتر کسی تو این دنیا تا حالا اودین رو دیده،

266
00:18:04,740 --> 00:18:06,080
‫و تو یکی از اونایی.

267
00:18:06,600 --> 00:18:10,320
‫زیر نظرت داشتم چون می‌خواستم
‫در مورد اودین بیشتر بدونم.

268
00:18:10,320 --> 00:18:12,440
‫چون تو نشانش رو داری،

269
00:18:12,440 --> 00:18:15,400
‫می‌تونی کلید من برای ورود به نیبلونگنِ اون باشی.

270
00:18:15,870 --> 00:18:17,860
‫هی میگی زیر نظر داشتن...

271
00:18:17,860 --> 00:18:18,820
‫داشتی...

272
00:18:19,800 --> 00:18:22,120
‫یاد می‌گرفتی چطوری نقش انسان رو بازی کنی؟

273
00:18:22,420 --> 00:18:27,280
‫آره. باید خندیدن و غمِ آدم‌ها رو می‌دیدم

274
00:18:27,280 --> 00:18:29,720
‫تا بتونم اون احساسات رو تقلید کنم.

275
00:18:29,720 --> 00:18:32,480
‫بعضی وقتا عمداً به بعضی پسرا نزدیک می‌شدم

276
00:18:32,480 --> 00:18:34,430
‫تا تمایلشون به خودم رو ببینم،

277
00:18:34,430 --> 00:18:37,430
‫یا چیزی که شما بهش میگید «عشق».

278
00:18:38,010 --> 00:18:40,930
‫وقتی همه این تیکه‌ها رو کنار هم گذاشتم،

279
00:18:40,930 --> 00:18:42,760
‫«شیا می» رو خلق کردم.

280
00:18:42,760 --> 00:18:45,890
‫این هویت بهم اجازه میده تو دنیای آدما زندگی کنم.

281
00:18:46,150 --> 00:18:48,310
‫باید بیشتر مخفی می‌موندم،

282
00:18:49,000 --> 00:18:51,180
‫این‌طوری دیگه لازم نبود برادرم رو قربانی کنم.

283
00:18:53,690 --> 00:18:55,240
‫ولی وقتم تموم شده.

284
00:18:57,410 --> 00:19:02,790
‫تو پشتِ حوادث ایستگاه قطار جنوبی و شهربازی بودی.

285
00:19:02,790 --> 00:19:05,290
‫چون اون پرونده اطلاعاتی داشت که لازم داشتم.

286
00:19:05,450 --> 00:19:08,370
‫باید تک‌تکِ حرکات کالج کاسل رو رصد می‌کردم،

287
00:19:08,690 --> 00:19:11,160
‫و اون پرونده طرحِ نیبلونگن رو داشت.

288
00:19:11,160 --> 00:19:13,280
‫باید مطمئن می‌شدم که تو انتخاب شدی،

289
00:19:13,280 --> 00:19:17,760
‫قبل از اینکه بتونم ازت به عنوان
‫کلیدِ باز کردن نیبلونگنِ اودین استفاده کنم.

290
00:19:17,760 --> 00:19:19,780
‫در مورد شهربازی،

291
00:19:19,780 --> 00:19:21,600
‫اون امتحان من برای تو بود.

292
00:19:21,600 --> 00:19:26,430
‫می‌خواستم حد و مرزِ قوی‌ترین دورگه رو ببینم.

293
00:19:35,310 --> 00:19:38,610
‫چرا... اومدی نجاتم دادی؟

294
00:19:38,610 --> 00:19:40,320
‫تا خودم رو بهتر مخفی کنم،

295
00:19:40,320 --> 00:19:42,160
‫و جواب داد.

296
00:19:42,160 --> 00:19:44,960
‫حتی دسترسی سطح بالا به سیستم‌های «نورما» گرفتم.

297
00:19:44,960 --> 00:19:47,510
‫این‌طوری بود که تونستم برم توی سرداب یخی و بیام بیرون.

298
00:19:51,520 --> 00:19:56,620
‫اوه، نکنه فکر کردی بخاطر یه جور «عشق» نجاتت دادم؟

299
00:19:56,620 --> 00:19:59,330
‫بعید به نظر میاد... اینطور باشه.

300
00:19:59,330 --> 00:20:01,720
‫هم‌دردی بود!

301
00:20:02,010 --> 00:20:05,250
‫تا حالا شده کسی رو تو جمعیت ساکت زیر نظر بگیری؟

302
00:20:05,250 --> 00:20:07,930
‫ببینی که تنهایی توی زمین بسکتبال توپ میندازه.

303
00:20:07,930 --> 00:20:10,790
‫ببینی ساعت‌ها کنار پنجره وایساده و به بارون زل زده.

304
00:20:10,790 --> 00:20:13,350
‫ببینی بعدِ مدرسه وسایلش رو جمع می‌کنه و تنهایی میره خونه.

305
00:20:13,350 --> 00:20:15,370
‫تنهایی تو اتاق پیانو تمرین می‌کنه.

306
00:20:15,370 --> 00:20:18,240
‫هیچ شایعه یا هیجانی تو زندگیش پیدا نمی‌کنی.

307
00:20:18,240 --> 00:20:19,750
‫مطلقاً خسته‌کننده‌ست.

308
00:20:21,250 --> 00:20:24,000
‫با خودت فکر می‌کنی: «لعنتی!»

309
00:20:24,000 --> 00:20:26,220
‫«اگه جاش بودم، افسردگی می‌گرفتم!»

310
00:20:26,220 --> 00:20:27,880
‫«نمی‌تونه کمتر تنها باشه؟»

311
00:20:27,880 --> 00:20:29,480
‫«فازِ باحال برداشتنش چیه؟»

312
00:20:29,480 --> 00:20:31,620
‫«میمرد عین یه احمق بخنده؟»

313
00:20:34,170 --> 00:20:36,350
‫ولی می‌فهمی که ازش بدت نمیاد،

314
00:20:37,650 --> 00:20:39,710
‫چون خودت هم درست عین همونی.

315
00:20:40,200 --> 00:20:41,770
‫توی اون جمعیت،

316
00:20:43,630 --> 00:20:45,820
‫تو هم مثل همونی هستی که داری نگاش می‌کنی.

317
00:20:52,710 --> 00:20:53,950
‫تنهایی؟

318
00:21:00,130 --> 00:21:00,960
‫آره.

319
00:21:02,630 --> 00:21:04,150
‫یه سوال آخر...

320
00:21:05,490 --> 00:21:06,990
‫الان، تو...

321
00:21:08,150 --> 00:21:09,810
‫واقعاً شیا می هستی؟

322
00:21:10,200 --> 00:21:11,540
‫داداش.

323
00:21:12,270 --> 00:21:15,350
‫منم، شیا می.

324
00:21:16,240 --> 00:21:17,750
‫دیگه بهش فکر نکن.

325
00:21:18,290 --> 00:21:20,890
‫فقط یه خواب دیدی.

326
00:21:20,890 --> 00:21:23,920
‫تمومِ اون اتفاقای ترسناک واقعی نبودن.

327
00:21:25,050 --> 00:21:26,940
‫مگه من همیشه ازت محافظت نکردم؟

328
00:21:28,080 --> 00:21:29,640
‫مثل اون دفعه،

329
00:21:29,640 --> 00:21:31,580
‫که ده روز کامل خوابیدی.

330
00:21:37,130 --> 00:21:38,370
‫ما قول دادیم.

331
00:21:39,550 --> 00:21:41,680
‫اگه دوباره همدیگه رو دیدیم،

332
00:21:43,200 --> 00:21:45,020
‫با هم میریم آکواریوم،

333
00:21:46,650 --> 00:21:48,540
‫و سوار چرخ‌وفلک میشیم.

334
00:21:51,710 --> 00:21:53,950
‫اون وقت همه‌ی...

335
00:21:56,330 --> 00:21:57,500
‫رازهام رو بهت میگم.

336
00:21:58,830 --> 00:21:59,850
‫داداش.

